تبليغاتX
یک حرف تازه
یک حرف تازه

حرف های دل یک پسر نه چندان خوب

هرچند قرار بود از این به بعد در یک حرف تازه ی تازه بنویسم. اما بخاطر پاره ای دلایل دلم نمی خواست این وبلاگ را هم از دست بدهم. به همین دلیل تصمیم گرفتم نوشته هایم را در دو قسمت جدا یعنی مربوط به داستان در یک حرف تازه در بلاگر و باقی مطالب مثل روز نوشت ها و خاطرات و ... را در اینجا بگذارم.

این هم چند عکس از اولین برف شهر من بلخ:

چهار باغ بلخ زیر اولین برف زمستانی

یک قبر قدیمی واقع در چهارباغ بلخ

پا نوشت: البته عکس ها را با موبایلم گرفته ام.

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 14:17 توسط علی| |
اينجا همان يك حرف تازه‌ي قديمي است، فقط نشاني آن تغيير كرده است.
با توجه به امكانات خوب سيستم بلاگر قصد آن دارم تا از بلاگفا بكوچم. البته اين تصميم را از مدت‌ها پيش گرفته بودم اما موانعي باعث اين تاخير در اين امر مي‌شد كه شد.
پس از اين به بعد زنده باد يك حرف تازه‌ي تازه.

www.1moosavi.blogspot.com

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 15:2 توسط علی| |
بيولوژي

«پشه‌ها از جمله‌ي حشرات و از دسته‌‌ي بندپايان هستند كه...»
آرام و بي‌صدا پرواز مي‌كند. يك چرخ كامل دورم مي‌زند و كمي بلندتر از جاي ساعت، روي دستم مي‌نشيند. صفحه‌ي كتاب را نشاني مي‌كنم، 124. دست راستم را آهسته بلند مي‌كنم و محكم رويش مي‌زنم. بال‌ها و پاهاي درازش درهم مچاله مي‌شوند و جايي كه نشسته بود، سرخ مي‌شود با قطره خوني كه از بدنش خارج شد. با دو انگشت از بالش مي‌گيرم و جلو چشمم نگهش مي‌دارم. با دست چپ كتاب را باز مي‌كنم، صفحه‌ي 124.
«پشه‌ها از جمله‌ي حشرات و از دسته‌ي بندپايان هستند كه طول عمرشان فقط يازده روز است.»
انگشتانم را روي‌هم مي‌سايم. بدنش مي‌چرخد. چشمانم را چندبار بين عكس صفحه‌ي 124 كتاب بيولوژي و پشه‌ي مچاله شده‌ي دستم مي‌گردانم. خط‌هاي بعدي را تيزتيز مي‌خوانم و پشه را مخاطب قرار مي‌دهم: «تو يك حشره استي كه در يازده روز بايد از تخم برآيي، لارو شوي، بال بكشي و پرواز كني و مردم ره نيش بزني...»
صداي مادر از بيرون مي‌آيد: «نيم شو شده! خو نمي‌شي؟»
با خنده جواب مي‌دهم: «صبا بيولوژي داريم. كار خانگيمه تكميل مي‌كدم»

تابستان 1387
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:50 توسط علی| |